نقش و تأثیر کوچینگ در هدف‌گذاری مؤثر

اگر بخواهیم نقش و تأثیر کوچینگ در هدف‌گذاری مؤثر را بررسی کنیم، باید گفت یکی از اصول بسیار مهم و اساسی کوچینگ این است که درک روشن و درستی از مقصود و هدف مُراجع یا کوچی  (coachee)داشته باشیم. فرایند کوچینگ مثل سفری است که کوچ و مُراجع در کنار هم آن را آغاز می‌کنند به همین خاطر مقصد هم باید برای هردو شفاف باشد. همان اندازه‌ که گفتن این نکته آسان است، اجرای آن پیچیده و لایه لایه است.

خیلی از اهداف ما، شاید به‌طور ناخواسته، تحت تأثیر اطرافیانمان و صحبت‌ها و نظرات آن‌ها شکل می‌گیرد. گاهی اوقات هم‌ فشاری از طرف خانواده و دوستان وجود دارد که ما را وادار می‌کند چیزهایی را وانمود کنیم که درواقع نیستیم. تمام این عوامل در کنار هم هدف‌گذاری مؤثر را سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌کند اما برنده کسی است که در این موانع و حواشی متوقف نشود وگرنه ما هم به خیل عظیم افراد ناموفقی می‌پیوندیم که هزاران دلیل بیرون از خود برای موفق نشدنشان می‌تراشند اما هیچ‌وقت متوجه نمی‌شوند اراده‌ی ضعیف خودشان بزرگ‌ترین عامل شکستشان بوده است.

هدفگذاری در کوچینگ

در اینجا می‌توانیم از یکی از مدل‌های کاربردی هدف‌گذاری مؤثر که در فرایند کوچینگ مورداستفاده قرار می‌گیرد استفاده کنیم. البته اجرایی کردن این مدل در کنار کوچ و ضمن جلسات کوچینگ، می‌تواند چندین برابر بهتر و اثرگذارتر باشد اما در این مطلب به شکلی آن را توضیح می‌دهیم که تا حد امکان خودتان هم بتوانید در زندگی از آن استفاده کنید. مدل  EXACT رویکردی است که در این مطلب با آن آشنا خواهیم شد.

 

مدل EXACT طی فرایندی به فرد کمک می‌کند تا اهدافی را متناسب با ارزش‌ها و سبک عملکردش برای خود شناسایی و تعیین کند. اگر می‌خواهید بدانید چرا این مدل EXACT نام‌گذاری شده، به این کلمات که حروف اولشان کنار هم قرارگرفته‌اند توجه کنید.

مدل EXACT  مدلی برای هدف‌گذاری مؤثر

 

  • Explicit  واضح و صریح

هدفتان باید به‌طوری مختصر، واضح و شفاف باشد که روی یک موضوع متمرکز باشد.

  • Xciting هیجان‌انگیز

دیدگاه مثبت به آن داشته باشید و برایتان الهام‌بخش و معنادار باشد.

  • Assessable  قابل ارزیابی

قابل  ارزیابی و اندازه‌گیری باشد تا بتوانید میزان موفقیت در رسیدن به آن را اندازه بگیرید.

  • Challenging چالش‌برانگیز

اهدافی انتخاب کنید که برای رسیدن به آن‌ها باید از منطقه امن‌تان خارج شوید. در هدف‌گذاری مؤثر، داشتن اهداف چالش‌برانگیز یکی از اصول مهم است.

  • Time framed زمان‌بندی‌شده

برای اهداف کوتاه‌مدت معمولاً بین ۳ تا ۶ ماه در نظر بگیرید اما اگر تمایل به برنامه‌ریزی برای اهداف بلندمدت دارید هم این برنامه را در چارچوب زمان مشخص بگنجانید.

اگر هدفی که برای خود در نظر می‌گیرید با این چند پارامتر مطابقت داشته باشد، انرژی و تمرکز لازم در شما برای رسیدن به آن به وجود می‌آید و باعث می‌شود برای نیل به هدفی که شاید قبلاً برایتان غیرممکن به نظر می‌رسید، به‌اندازه‌ی کافی باانگیزه بمانید.  هدف‌گذاری مؤثر با مدل EXACT باعث می‌شود بتوانیم در لحظه، همان چیزی را ترجیح دهیم که به هدفمان مرتبط است و در رسیدن به آن نقش مثبت دارد، درعین‌حال چیزهای غیر مرتبط را به‌طور خودکار از  ذهن و اطرافمان حذف کنیم.

مثلاً تصور کنید در یک فرودگاه شلوغ نشسته‌اید و هرلحظه از بلندگوی فرودگاه شماره‌ای اعلام می‌شود اما شما به‌طور ناخودآگاه هیچ‌کدام از آن‌ شماره‌ها و اسامی را نمی‌شنوید تا زمانی که نام خودتان یا شماره پروازتان از  بلندگو اعلام شود، و به‌طور عجیب و شگفت‌انگیزی تنها در این لحظه صدا را می‌شنوید و به آن واکنش نشان می‌دهید. همین‌طور هم وقتی هدف‌گذاری مؤثر انجام داده باشید و یک مقصود و هدف مشخص را برای خودتان در نظر گرفته باشید، در اطرافتان هم موارد نامرتبط باهدفتان کمرنگ شده و موضوعات مفید و شانس‌هایی که شاید قبلاً به چشمتان نمی‌آمدند پررنگ و برجسته می‌شوند.

هدفگذاری با کوچینگ

مدل هدف‌گذاری  SMART

 مدل کاربردی دیگری که در سازمان‌ها به‌طور گسترده مورداستفاده قرار می‌گیرد، مدل SMART است که البته از بعضی جهات به مدل EXACT شباهت دارد اما نکات مفید و جدیدی را نیز برایمان روشن می‌کند. مدل هدف‌گذاری مؤثر SMART برای مدیرانی که قصد دارند برای نیروهایشان هدف‌گذاری انجام دهند بسیار کاربردی است. چراکه کمک می‌کند اهداف دور از ذهن و غیر واقع‌گرایانه برای کارمندانشان در نظر نگیرند چون همین کار می‌تواند باعث بی‌انگیزگی آن‌ها شود.

اگرچه در کوچینگ، هدف توسط  کوچی یا مُراجع تعیین می‌شود اما وقتی ما خودمان برای خودمان هدف تعیین می‌کنیم، خیلی از اوقات به دلیل اعتمادبه‌نفس پایین، سقف اهدافمان را پایین‌تر ازآنچه توانایی رسیدن به آن را داریم در نظر می‌گیریم. علاوه بر این، داشتن اهداف جمعی، مسئولیت احتمال شکست جمعی را نیز به دوش افراد می‌گذارد که همین باعث ترس بیشتر می‌شود اما وقتی در فرایند کوچینگ هدف‌گذاری مؤثر انجام می‌دهیم، اهداف جسورانه‌ای مشخص می‌کنیم و کمتر به شکست فکر می‌کنیم.

هدف‌گذاری مؤثر

مدل SMART  مدلی برای هدف‌گذاری مؤثر

  • Specific  واضح و مشخص

همان‌طور که در مدل EXACT  هم گفته شد، برای متمرکز بودن روی یک هدف باید آن را به‌اندازه‌ی کافی شفاف و واضح در نظر گرفت. برای شفاف‌سازی می‌توانید این چند سؤال را از خودتان بپرسید:

  • چه کاری می‌خواهم انجام دهم؟
  • چرا این هدف برایم مهم است؟
  • چه کسانی در این راه مؤثرند؟
  • منابع و موانعی که در مسیر دارم چه چیزهایی هستند؟

مثلاً تصور کنید که شما در حال حاضر کارمند بخش بازاریابی یک مجموعه‌اید و می‌خواهید مدیرکل بخش بازاریابی شوید. یک هدف خاص برای شما می‌تواند این باشد: “من می‌خواهم مهارت‌ها و تجربه لازم را برای به دست آوردن سمت مدیر بخش بازاریابی در سازمان خود به دست آورم تا بتوانم رزومه‌ی خود را بسازم و تیم موفقی را هدایت کنم.”

  • Measurable قابل‌اندازه‌گیری و ارزیابی

ارزیابی پیشرفت به شما کمک می‌کند تا متمرکز باشید، باانگیزه بمانید، اهدافتان را در مهلت‌های درنظرگرفته شده به ثمر برسانید و  نزدیک شدن به خط پایان و رسیدن به هدف خود را احساس کنید.

هدف قابل‌اندازه‌گیری باید برای سؤالاتی از این قبیل پاسخ داشته باشد:

  • چقدر؟
  • چند تا؟
  • چگونه می‌توانم از زمان تحقق آن مطلع شوم؟

مثلاً برای ارزیابی پیشرفت در مسیر دستیابی به مهارت برای تبدیل شدن به مدیر بازاریابی، گذراندن دوره‌های آموزشی لازم و کسب تجربه در این حوزه به مدت سه سال را به‌عنوان یکی از اهداف قابل‌اندازه‌گیری در نظر بگیرید.

  • Agreed/Achievable قابل‌دستیابی

واقع‌بینانه و قابل‌دستیابی بودن هدف چیزی است که ارتباط مستقیمی به میزان انگیزه‌ی افراد برای رسیدن به آن دارند. البته هدف می‌تواند جسورانه و چالش‌برانگیز باشد اما درعین‌حال قابل‌دستیابی باقی بماند. یک هدف قابل‌دستیابی معمولاً به سؤالاتی از این قبیل پاسخ می‌دهد:

  • از چه مسیری می‌توانم این هدف را محقق کنم؟

با توجه به محدودیت‌های بیرونی مانند عوامل اقتصادی، این هدف چقدر واقع‌بینانه است؟

نکته: در تنظیم اهداف شانس دیگر افراد را هم در نظر بگیرید. مثلاً اگر هدف شما «ترفیع گرفتن» باشد، چیزی را به‌عنوان هدف در نظر گرفته‌اید که همکارانتان هم برای ترفیع گرفتن و به دست آوردن سمت موردنظر شانس دارند، اما کسب تجربه‌ی لازم برای گرفتن سمت مدیریت، کاملاً به خودتان وابسته است.

  • Realistic/Relavant مرتبط/واقع‌بینانه

در این مرحله می‌خواهیم اطمینان حاصل کنیم که هدفتان برایتان به‌اندازه کافی اهمیت دارد. و اینکه هم‌راستای سایر اهدافتان است یا خیر.

اگر هدفتان مرتبط و متناسب باشد، پاسخ شما به سؤالات زیر مثبت است؟

  • آیا به‌اندازه کافی ارزشمند است؟
  • آیا آلان زمان مناسبی است؟
  • آیا این هدف با سایر تلاش‌ها و نیازها مطابقت دارد؟
  • آیا من فرد مناسبی برای رسیدن به این هدف هستم؟
  • آیا این هدف در شرایط فعلی اقتصادی-اجتماعی کاربرد دارد؟

 

  • Timely

هر هدف به یک تاریخ نیاز دارد، به‌این‌ترتیب شما باید برای تمرکز و انجام کارهایی که در برنامه دارید، مهلت در نظر بگیرید. این بخش از معیارهای هدف SMART کمک می‌کند وظایف روزمره بر اهداف بلندمدت شما اولویت نداشته باشند.

یک هدف با محدودیت زمانی معمولاً به این سؤالات پاسخ خواهد داد:

  • چه زمانی؟
  • شش ماه دیگر این موقع من در چه مرحله‌ای هستم؟
  • شش هفته دیگر این موقع من در چه مرحله‌ای هستم؟
  • امروز چه کاری می‌توانم انجام دهم؟
هدف‌گذاری مؤثر

مشکلات مدل SMART

البته یک مشکل در این مدل نسبت به مدل EXACT وجود دارد:

ممکن است هدفی که برای تیم مشخص می‌کنیم یک هدف منفی باشد، مثلاً تعیین هدف «سقوط نکردن به لیگ دسته‌ی پایین‌تر» به‌جای صعود به لیگ بالاتر، برای یک تیم ورزشی. وقتی هدف «سقوط نکردن به لیگ پایین‌تر» باشد، تمرکز افراد به «لیگ پایین‌تر» معطوف می‌شود و سیستم ذهنی افراد به این سمت می‌رود که تنها نسبت به آنچه درباره‌ی «لیگ پایین‌تر» است حساس باشند و واکنش نشان دهند.

 درواقع تفاوت این دو مدل در این نکات مشخص می‌شود که در مدل EXACT:

  • هدف باید با دیدگاه مثبت و به شکلی الهام‌بخش و انگیزه‌بخش تعیین شود
  • هدف باید چالش‌برانگیز باشد و افراد را از محدوده‌ی امنشان بیرون بکشد.

اما در مدل SMART که بیشتر برای هدف‌گذاری سازمانی به کار می‌رود، این ویژگی‌ها جزو اصول اساسی نیست. در مطالب آینده با هدف‌گذاری و کوچینگ سازمانی بیشتر آشنا می‌شویم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *