داستان موفقیت جک ما، بنیان‌گذار علی‌بابا

تصور کنید یک شخص غیر آمریکایی به دیدار رئیس‌جمهور آمریکا می‌رود و اعلام می‌کند که قصد دارد به ایجاد یک‌میلیون موقعیت شغلی در آمریکا کمک کند. چنین قدرتی از کجا می‌تواند به دست بیاید؟ وقتی اکثر ابرقدرت‌ها آمریکایی و اروپایی هستند، فردی از شرق آسیا به این قدرت رسیده که می‌تواند به دیدار رئیس‌جمهور آمریکا برود، با او از برنامه‌های اقتصادی و کمکی که به اقتصاد آمریکا کمک خواهد کرد صحبت کند، و با جسارت، انتقادهایش را نسبت به سیاست‌های او بروز دهد. این فرد نه‌تنها در غرب به دنیا نیامده بلکه حتی خانواده ثروتمندی هم نداشته است. «جک ما» بنیان‌گذار شرکت علی‌بابا، با ثروتی که در حدود 29 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، رسماً ثروتمندترین مرد چین محسوب می‌شود.

جک ما بهمراه ترامپ

در این مطلب به زندگی مردی می‌پردازیم که در خانواده‌ای زاده شد که آهنگساز سنتی- قصه‌گو بودند و درآمدشان به حدی بود که به‌سختی می‌توان آن‌ها را جزو طبقه متوسط اجتماع به‌حساب آورد. جک ما در حال حاضر به‌عنوان بنیان‌گذار علی‌بابا، یکی از غول‌های دنیای تجارت الکترونیک، و یکی از سهامداران شرکت Alipay شناخته می‌شود که یک درگاه پرداخت الکترونیکی است. جالب است بدانید او باوجود تمام این ثروت، تنها ۷/۸٪ سهام شرکت علی‌بابا و ۵۰٪ سهام Alipay را در اختیار دارد. بااین‌حال امروز ارزش تقریبی علی‌بابا از فیس‌بوک بیشتر است و نسبت به eBay و Amazon کالاهای بیشتری را جابجا می‌کند

سلطان رد شدن و شکست در آزمون‌های مختلف!

 شاید شما هم‌فکر کنید جک در ابتدای مسیر از حمایت خانواده‌ای ثروتمند برخوردار بود و با اعدادی که تا اینجا درباره ثروت و سهامش خواندیم، تنها کاری که کرده این است که توانسته مسیر رشد ثروت پدرش را ادامه دهد؛ اما اشتباه نکنید. این اعداد می‌توانند هرکسی را فریب دهند. گفتنش راحت است اما جک ما روزهای سختی را پشت سر گذاشته تا به جایگاه فعلی‌اش برسد.

 در زبان فارسی ضرب‌المثلی داریم با عنوان «از فرش به عرش رسیدن»؛ جک ما مصداق بارز این ضرب‌المثل است. او در جامعه فقیر کمونیستی چین به دنیا آمد، دو بار در آزمون ورود به دانشگاه رد شد، بارها درخواستش برای شغل‌های مختلف رد شد. برای مثال پیش از موفقیت سومین شرکت اینترنتی‌اش Alibaba، یک‌بار برای کار کردن دریکی از شعبه‌های KFC درخواست داده بود که در آن‌هم پذیرفته نشد.

داستان موفقیت جک ما

کودکیِ «غول» امروز دنیای تجارت الکترونیک چگونه گذشت؟

کودکی جک ما و خواهر و برادرش در شرایطی گذشت که چین کمونیستی به‌شدت از غرب، دور بود و در حالتی ایزوله و منزوی قرار داشت.

 «ما» به‌طور زننده‌ای لاغر بود و خیلی از اوقات با همکلاسی‌هایش دعوا می‌کرد. خودش می‌گوید: «من هیچ‌وقت از کسانی که موضع مخالف من را داشتند و از من بزرگ‌تر بودند نترسیدم».

 بااین‌وجود جک ما که در آن زمان بانامی که با آن به دنیا آمده بود یعنی «ما یون» شناخته می‌شد، بازی‌ها و تفریح‌هایی مثل خیلی دیگر از کودکان، مثل کریکت داشت. اما چه اتفاقی افتاد که او به جک ما تبدیل شد؟

وقتی شانس در می‌زند خانه باش!

در سال ۱۹۷۲ وقتی نیکسون رئیس‌جمهور وقت آمریکا از  هانگژو، شهر زادگاه جک ما در جنوب شرقی چین دیدن کرد، وضعیت توریسم در این شهر رو به بهبود رفت. در این شرایط جک ما تصمیم گرفت از این شانس بهترین استفاده را داشته باشد.

 جک از کودکی همیشه دوست داشت زبان انگلیسی را بیاموزد. پس حالا که خارجی‌ها در شهرشان حضور داشتند بهترین فرصت بود که هرروز صبح زود از خواب بیدار شود، با دوچرخه‌اش برود نزدیک هتل اصلی شهر و به گردشگران خارجی پیشنهاد دهد تا درازای یادگرفتن زبان انگلیسی، برای آن‌ها به‌رایگان تور بازدید از شهر بگذارد. در همین زمان بود که یکی از توریست‌ها که نمی‌توانست به‌راحتی اسم او را تلفظ کند، نام مستعار جک را برایش انتخاب کرد.

 جک بعد از فارغ‌التحصیلی و گرفتن مدرک انگلیسی به‌عنوان معلم انگلیسی در دانشگاه هانگژو با مبلغی بسیار پایین در حدود ۱۲ دلار در ماه تدریس می‌کرد.

 شاید امروز جک ما را به‌عنوان یک فرد بسیار خوش‌شانس بشناسیم که توانست در مدت کوتاهی میلیاردر شود اما بد نیست بدانید که  او در تمام زندگی رابطه تنگاتنگی با شکست و «رد شدن» داشت! شاید نتوانید باور کنید چند بار این مرد در آزمون‌های مختلف رد شده و شکست‌خورده است. خودش می‌گوید وقتی KFC به چین آمد ۲۴ نفر برای استخدام به آنجا مراجعه کردند که ۲۳ نفر از آن‌ها قبول شدند و جک ما تنها شخصی بود که نتوانست.

 او در دوران تحصیل هم چه در مدرسه و چه در آزمون ورود به دانشگاه، پیش از اینکه به دانشگاه عادی هانگژو برود، چندین بار در آزمون رد شد. حتی درخواست پذیرش به دانشگاه هاروارد هم نوشت اما آن‌هم پذیرفته نشد.

 وقتی به کارآفرینی روی آورد، در دو مورد از اولین سرمایه‌گذاری‌های اولیه خود هم ناموفق بود اما این باعث نشد که از رؤیاپردازی دست بردارد.

 دریکی از مصاحبه‌هایش وقتی از او درباره شکست‌هایش پرسیدند، گفت: «فکر می‌کنم باید عادت کنیم و بپذیریم که ما آن‌قدرها خوب نیستیم.»  شاید مهم‌ترین چیزی که می‌توانیم از جک‌ما بیاموزیم، اصلاً به تجارت و شغل‌هایش مربوط نشود، بلکه همین غلبه به درد ناکام ماندن و نگاه کردن به شکست‌ها به‌عنوان فرصتی برای یادگیری و رشد باشد.

موسسه علی بابا

سفر به آمریکا و آشنایی با اینترنت

او باوجود تمام تجربه‌های تلخی که پشت سر گذاشته بود، سرانجام در سال ۱۹۹۵ برای انجام یک پروژه دولتی که مربوط به ساخت بزرگراه‌ها بود به آمریکا سفر کرد. این اولین آشنایی جک ما با اینترنت و کامپیوتر بود. در آن زمان کامپیوتر در چین به‌ندرت دیده می‌شد. اولین کلمه‌ای که او در اینترنت جستجو کرد کلمه آبجو بود. وقتی به نتایج نگاه می‌کرد دید نتایج جستجو از کشورهای مختلف دیده می‌شود اما هیچ نشانی از چین در بین نتایج جستجو نیست. بعد او اسم چین را جستجو کرد و بازهم نتیجه خاصی ندید. احساس کرد وقت این است که چین و مردم آن‌هم به اینترنت دسترسی داشته باشند.

 سرانجام بعد از ترغیب ۱۷ نفر از دوستانش به سرمایه‌گذاری و پیوستن به او در شرکت جدید تجارت الکترونیکی‌اش، علی‌بابا، این شرکت فعالیتش را از آپارتمان او آغاز کرد. اوایل کار علی‌بابا نتوانست هیچ سرمایه‌گذار خارجی داشته باشد، اما کمی بعد ۲۰ میلیون دلار از سافت بانک و ۵ میلیون دلار از گلدمن ساکس سرمایه‌پذیری داشت.

شاید نتوانید حدس بزنید یکی از مهم‌ترین چالش‌های جک ما در ابتدای کار چه چیزی بود. او تنها یک چالش مالی-تجاری را پیش رو نداشت بلکه ایجاد اعتماد بین مردم چین مبنی بر اینکه به یک سیستم پرداخت آنلاین اعتماد کنند، یکی از مهم‌ترین چالش‌های جک ما بود.

 او با اینکه در ۳۱ سالگی اولین شرکت موفق خود را داشت تا به امروز حتی یک خط کد ننوشته یا چیزی را به کسی نفروخته و درعین‌حال یکی از بزرگ‌ترین تجارت‌های آنلاین دنیا را مدیریت می‌کند.

 علی‌بابا به‌سرعت در تمام چین رشد کرد، از پوسته خود بیرون آمد و در جهان گسترش یافت.

 جک ما چطور به این جایگاه رسید؟

 تمام این اتفاقات برای کسی افتاده که یک خوش‌بینی کودکانه نسبت به مسائل دارد. اگر فیلم فارست گامپ را دیده باشید، به خاطر دارید که او هیچ‌یک از اتفاقاتی که برایش می‌افتاد را یک محرومیت تلقی نمی‌کرد. جک ما از این شخصیت الهام گرفته و سعی کرده این نگاه را در زندگی واقعی داشته باشد.

جک ما

 این یک معجزه یا قدرت فرا انسانی نیست. اعتقاد داشتن به خود، پشتکار و تلاش در مقابله با سختی‌ها و پل ساختن از شکست‌ها به‌سوی یک موفقیت بزرگ، نیرویی است که توانسته جک ما را به این جایگاه برساند. این داستان یک کارآفرین فوق‌العاده خوش‌بینی و مصمم است که چهره تجارت و اینترنت را در سراسر چین و جهان تغییر داده است. نظر شما دراین‌باره چیست؟

 آیا در اطرافتان کسی را با این ویژگی‌ها می‌شناسید؟

یا خودتان کسی هستید که می‌خواهید در این مسیر قرار بگیرید؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *