بسکتبالیست افسانه‌ای

داستان موفقیت مایکل جردن، بسکتبالیست افسانه‌ای

حس ناامیدی برای هیچکس احساس بیگانه و ناشناخته‌ای نیست. احتمالا برای همه‌ی ما در زندگی لحظاتی پیش می‌‌آید که احساس کنیم هیچکس در دنیا مشکلاتی را که ما درگیر آن هستیم تجربه نکرده است و شاید هیچ راه حلی برای موقعیتی که درگیر آن هستیم وجود نداشته باشد. اما واقعیت این است که بی‌شمار داستان موفقیت پس از شکست در دنیا وجود دارد. شاید بتوان گفت به تعداد انسان‌ها راه‌های موفقیت وجود دارد اما تعداد محدودی از آن‌ها در دنیا شناخته می‌شوند و صدایشان به گوش دیگران می‌رسد و می‌توانند الهام بخش بسیاری از افراد دیگر باشند. یکی از این افراد مایکل جردن، بسکتبالیست افسانه‌ای است.

کمتر کسی می‌تواند مثل مایکل جردن در برابر ناکامی‌های متعددی که او در ابتدای دوران بسکتبالیست بودنش تجربه کرد، مقاومت کند و به تلاش ادامه دهد. احتمالا می‌دانید که لیگ NBA حرفه‌ای ترین سطح بسکتبال در دنیا را دارد و حتی بازی در NBA موقعیتی است که به راحتی نصیب بازیکنان بسکتبال نمی‌شود. سخت‌تر از آن ماندن در این لیگ به مدت طولانی است. اما این دستاورد مایکل جردن تنها چیزی نیست که او را به یک بسکتبالیست افسانه‌ای بدل کرده است و داستان موفقیت او فراتر از چیزی است که به نظر می‌رسد.

مایکل جردن

چطور مایکل جردن در اولین گام ورود به دنیای بسکتبال شکست خورد؟

مایکل جردن کوچکترین فرزند خانواده بود که همیشه با برادر بزرگترش رقابت داشت. آن‌ها معمولا در حیاط خانه باهم مشغول رقابت بودند و لری برادر بزرگتر مایکل بازیکن بهتری به حساب می‌آمد. با موفقیت لری در ورزش، مایکل جردن هم به اردوی بسکتبال دعوت شد و عشق او به این ورزش در او متولد شد و همین علاقه، ابتدای داستان موفقیت اوست. همانطور که بسیاری دیگر از افراد موفق از جایی که علاقه‌شان را کشف می‌کنند، زندگیشان تغییر می‌کند.

در ۱۵ سالگی از او و بهترین دوستش لروی اسمیت خواسته شد تا برای عضویت در تیم بسکتبال دبیرستان تست آمادگی بدهند. در حالی که مربی از مهارت و سرعت مایکل جردن تحت تأثیر قرار گرفته بود، اما او حداقل قد لازم برای عضویت در تیم را نداشت و نتوانست به عضویت تیم دبیرستان دربیاید. همین اتفاق کافی بود تا او از درون ویران شود.

حضور یک فرد انرژی‌بخش، معادلات را تغییر می‌دهد

تماشای پیشرفت دوستش در حالی که علیرغم تلاش و استعدادی که داشت، جلوی پیشرفت خودش گرفته شده بود، از لحظاتی بود که تاثیر عمیقی بر او داشت. غمگین و ناامید به خانه برگشت اما مادرش با اصرار از او خواست به مربی‌اش ثابت کند در انتخاب نکردن مایکل جردن برای تیم، اشتباه کرده است. دلگرمی‌های مادرش تاثیر زیادی بر بازگشت انگیزه‌ی مایکل جردن داشت. وقتی داستان موفقیت افراد مختلف را می‌خوانیم متوجه می‌شویم معمولا نقاط عطف داستان در جایی رخ داده که قهرمان داستان ناامید و شکست خورده است اما تصمیم می‌گیرد در این نقطه توقف نکند.

از آن روز به بعد، او بی امان تمرین کرد. دوباره به تیم جونیور پیوست و به تمرینات شدید پرداخت. این پشتکار تا جایی پیش رفت که سطح بازی‌اش از تمام هم‌تیمی‌هایش بهتر بود.

مایکل جردن

در سال‌های بعدی حدود ۵ اینچ قدش بلندتر شد و توانست صلاحیت لازم برای عضویت در تیم دبیرستان را هم کسب کند و به تیم منتخب تمام دبیرستان‌ها بپیوندد. اما بالطبع تمام مسیر او با موفقیت همراه نبود و باز هم شکست‌های متعددی را تجربه کرد اما وجه تمایز مایکل جردن با خیلی از ما در این است که او  سعی می‌کرد دلایل شکست‌هایش را بررسی کند و با این کار میزان اشتباهاتش را کمتر و کمتر می‌کرد. همین باعث می‌شد نه تنها شکست باعث ناامیدی‌اش نشود بلکه بتواند آن را تبدیل به انگیزه کند. هم تیمی‌هایش می‌گفتند مایکل جردن همیشه اولین کسی بود که به تمرین می‌رسید و آخرین کسی بود که زمین را ترک می‌کرد.

چند نقل قول معروف از مایکل جردن، بسکتبالیست افسانه‌ای تاریخ

خودش درباره‌ی روند و مسیری که طی کرده می‌گوید: من نزدیک به ۳۰۰ بازی را باخته‌ام.

۲۶ دفعه در موقعیتی قرار گرفته‌ام که می‌توانستم با امتیاز یک ضربه باعث برد تیمم بشوم اما من آن ضربه را از دست دادم. دلیل موفقیت من همین تجربیاتی است که از شکست‌هایم به دست آورده‌ام.

مای

از داستان موفقیت مایکل جردن درس‌های متعددی می‌توان گرفت

باهم برخی نقل قول‌های جالب و آموزنده از او را مرور می‌کنیم:

۱ – اتفاق را به وجود بیاور 

“بعضی افراد دلشان می‌خواهد اتفاقات خوب بیفتد، بعضی افراد هم آن را آرزو می‌کنند که کاش اتفاق خوبی می‌افتاد اما افرادی هم هستند که خودشان باعث اتفاق می‌شوند.”

برای رسیدن به موفقیت باید درهای بسته را بشکنید و خودتان اتفاقاتی که باید رخ دهند را رقم بزنید. پشت درهای بسته و زمانی که راکد مانده‌اید، تنها می‌توانید خواب موفقیت را ببینید چون هیچ اتفاقی بیرون از شما نمی‌افتد. حتی با گذر زمان هم قرار نیست معجزه‌ای رخ دهد پس توجیهی ندارد که منتظر گذر زمان باشید. اگر قصد رسیدن به موفقیت دارید، باید آستین‌هایتان را بالا بزنید و سرتان را پایین بیندازید و بی‌اعتنا به اطراف و انرژی‌های منفی به تلاشتان ادامه دهید و هدفتان را محقق کنید، به هر قیمتی که شده!

۲ – ذوق و اشتیاق داشته باشید

“حتی  زمانی که احساس پیری و خستگی می‌کنم، اگرچه نمی‌توانم بازی کنم اما همچنان عشق به بازی در من وجود دارد.”

امکان ندارد که ذوق و اشتیاق رسیدن به چیزی را نداشته باشید. اگر اعتقاد دارید که موفقیت از آن شماست، این موفقیت تنها زمانی برایتان حاصل می‌شود که با ذوق  و اشتیاق  به دنبال آن باشید. به طور قطع می‌توان ادعا کرد افراد نمی‌توانند در کاری موفق باشند که آن را قبول ندارند یا دست کم می‌گیرند. حتی در کاری که فقط آن را دوست دارید هم ممکن است به موفقیتی نرسید. بلکه تنها با داشتن شور و اشتیاق است که می‌توانید انتظار موفقیت و رسیدن به اهدافتان را داشته باشید

۳ – مدام تلاش کنید

“من میتوانم شکست را بپذیرم، همه گاهی اوقات شکست می‌خورند. اما نمی‌توانم قبول کنم که تلاش نکنم. “

اگر هرگز تلاش نکنید، چگونه می‌توانید موفق شوید؟ چگونه می توانید با علم به اینکه هرگز تلاش کافی را نداشته‌اید، زندگیتان را پشت سر بگذارید؟ اصلا ممکن است خودتان ندانید که چه راه‌هایی برایتان بهتر خواهد بود. تنها راه کشف مسیر درست، تلاش کردن و آزمون و خطاست. تلاش کنید و تلاش کنید تا بتوانید وجه تمایز و تفاوت خودتان را پیدا کنید. اینطور می‌توانید بفهمید که قرار گرفتن در کجا می‌تواند باعث موفقیتتان باشد.

 

 

شما ۱۰۰% پرتاب‌هایی که انجام ندهید را از دست خواهید داد.

( مایکل جردن)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *