بگذارید موضوع «تأثیر طرز فکر بر زندگی» را با یک داستان واقعی که در کشور خودمان اتفاق افتاده و احتمالاً تابه‌حال نشنیده‌اید آغاز کنیم.

چند سال پیش برای ساخت یک فیلم سینمایی، مکانی ساختگی به‌عنوان امامزاده در روستایی ساخته شد تا در زمان فیلم‌برداری از آن استفاده شود. مدتی بعد از اتمام کار فیلم‌برداری، عوامل به روستا رفتند تا این امامزاده‌ی ساختگی را که  بخشی از دکور فیلم بود تخریب کنند. اما با مقاومت مردم آن روستا مواجه شدند. روستاییانی که به خیال واقعی بودن این امامزاده، به زیارت آن می‌آمدند، و به گفته‌ی خودشان از او حاجت می‌گرفتند و حتی ادعا کرده بودند کودکی بیمار با زیارت این امامزاده شفا گرفته است!

تأثیر ذهنیت روی اتفاقات زندگی در این مواقع به‌خوبی مشخص  می‌شود. البته موضوع این مطلب تأثیر اعتقاد مذهبی نیست اما قصد داریم بگوییم هر نوعی از تفکر که شما به آن باور داشته باشید، می‌توانید با همان باور زندگی‌تان را در کنترل خود بگیرید و آن را هدایت کنید.

آنچه که در این متن با عنوان «طرز فکر» یا «ذهنیت» از آن یاد می‌کنیم، یک مفهوم واحد و درواقع معادل واژه‌ی انگلیسی “Mindset” است.

طرز فکر

طرز فکر را بشناسیم

برای اینکه طرز تفکر و تأثیر آن را بهتر بشناسیم به کتاب روانشناس دانشگاه استنفورد که سال‌های طولانی از زندگی‌اش را صرف تحقیق بر روی تأثیر طرز فکر روی زندگی انسان‌ها کرده است، مراجعه می‌کنیم. کارل دوک، روانشناس مطرح که به خاطر‌ نظریه‌هایش درباره‌ی ذهنیت مشهور است، اعتقاد دارد انسان‌ها بر اساس دو نوع طرز فکر زندگی می‌کنند:

1- طرز فکر ایستا یا ثابت

2- طرز فکر پویا یا یادگیرنده

در طرز تفکر ثابت یا ایستا، افراد باور دارند خصوصیت‌های پایه‌ و ذاتی آن‌ها روی سنگ شده و به‌هیچ‌عنوان قابل‌تغییر نیست، ازجمله ویژگی‌هایی مثل هوش و استعداد. اکثر این افراد به تأثیر مستقیم ویژگی‌های ذاتی و تغییرناپذیر روی زندگی و اتفاقات معتقدند. پس می‌توان حدس به موفقیت بدون تلاش بیشتر اعتقاد دارند چون از درون فکر می‌کنند افراد موفق با ویژگی‌های زاده شده‌اند که باعث موفقیتشان در زندگی شده است.

  کسانی که طرز فکر ثابت زندگی می‌کنند معمولاً از شکست هراس دارند و نسبت به تجربه چالش در زندگی معمولاً روی خوش نشان نمی‌دهند.

 در مقابل، کسانی که با طرز فکر یادگیرنده یا پویا که آن را به نام طرز فکر رشد همه می‌شناسیم به دنیا و اتفاقات اطرافشان نگاه می‌کنند، باور دارند که بیشتر توانایی‌ها از طریق پشتکار و تلاش مداوم دست می‌آید و ذهن انسان قابل توسعه و پیشرفت است.

طرز فکر

 می‌دانید همین تفاوت اساسی چقدر می‌تواند اتفاقات بعدی را تحت تأثیر خودش قرار دهد؟

افرادی که با ذهنیت ایستا زندگی می‌کنند، معمولاً در حال اندازه‌گیری توانایی‌هایشان‌اند چون فکر می‌کنند قابل‌تغییر نیست. مثلاً ممکن است فردی در ۱۶ سالگی تست IQ بدهد و عددی که به دست می‌آید را در ۳۵ سالگی هم  عنوان میزان IQ  خود بشناسد، چون احساس می‌کند این ویژگی با او زاده شده و به‌هیچ‌عنوان قابل‌تغییر نیست.

 از آن‌طرف کسانی که به داشتن ذهنیتی پویا معتقدند، اشتیاق وصف‌ناپذیری به یاد گرفتن و توسعه شخصیت و توانایی‌هایشان در ابعاد مختلف دارند. آن‌ها خطاها ، چالش‌ها و شکست‌هایی که تجربه می‌کنند را هم، فرصتی برای یادگیری و رشد به‌حساب می‌آورند. بنابراین از دید افرادی که صاحب نوع تفکر رشد هستند، موفقیت یک پدیده غیرقابل دستیابی به نظر نمی‌رسد.

ما صاحب کدام طرز فکریم؟

 همه ما در زندگی سایه‌هایی از ذهنیت رشد و ذهنیت ثابت را بسته به موقعیت، تجربه می‌کنیم.

هرقدر طرز فکر پویا و یادگیرنده به طرز فکر ایستا غالب باشد، مسیری هموارتر به‌سوی موفقیت طی خواهیم کرد. پس نکته مهم این است که نگذاریم طرز فکر ایستا باعث توقفمان در مسیر یادگیری و توسعه فردی شود. راه‌های مختلفی هم برای به دست آوردن و تقویت طرز فکر پویا وجود دارد که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم

راه های تقویت طرز فکر پویا

  • عیب و نقص‌های خودتان و دیگران را بپذیرید و حتی آن‌ها را دوست داشته باشید چون به‌هرحال این نواقص همیشه بخشی از وجود انسان بوده‌اند. نه این‌که هیچ نقصی قابل‌بهبود نباشد، اتفاقاً برعکس، طرز فکر رشد به ما یاد می‌دهد بسیاری از نواقص قابلیت برطرف شدن دارند اما پیش از آن باید آن‌ها را بپذیریم.

  •  با شجاعت از چالش‌های زندگی استقبال کنید. اگر می‌بینید در موقعیتی قرارگرفته‌اید که از چالش پیش رویتان وحشت دارید، بایستید، کمی مکث کنید و موقعیت را دوباره در ذهنتان مرور کنید. چالش مقابلتان را به‌عنوان یک شانس یا فرصت برای رشد در نظر بگیرید چون تجربه جدیدی است که به‌نوعی  شمارا به ماجراجویی دعوت می‌کند. در این زمینه مهارت‌های مختلفی می‌تواند به کمکتان بیاید. مثلاً مهارت حل مسئله یا تاب‌آوری که پیش‌تر درباره آن صحبت کرده‌ایم و می‌توانید در سایر مطالب وب‌سایت بیشتر و بهتر با آن‌ها آشنا شوید.

  • به کلمه‌هایی که به کار می‌برید و افکارتان دقت داشته باشید. حتی کلماتی که در ذهنتان با خود تکرار می‌کنید بی‌اندازه اهمیت دارند. کلمات منفی بازخوردهای منفی در پی دارند و  برعکس. برای داشتن طرز فکر رشد باید افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. چگونه؟ پذیرش را جایگزین قضاوت و همدلی را جایگزین تنفر کنید. این را هم در نظر بگیرید که اگر به خودتان بی‌احترامی می‌کنید و توانایی‌هایتان را کوچک و حقیر به‌حساب می‌آورید، بازتاب بیرونی این افکار هم به خودتان باز می‌گردد. پس افکار رو به رشد، شخصی رو به رشد از شما می‌سازد.

  • به دنبال تائید دیگران نباشید. تائید دیگران علیرغم حس خوشایندی که به ما القا می‌کند، اغلب مانع تقویت طرز فکر رشد است. خودتان تنها کسی هستید که باید بتوانید خود را بپذیرید و تائید کنید. یاد بگیرید به خودتان اعتماد داشته باشید چراکه در موقعیت‌های سخت، شما تنها کسی هستید که پای خودتان می‌ایستید.

  • به سمت اصالت قدم بردارید و سعی کنید خودتان باشید. اینکه بعضی افراد سعی می‌کنند خود را شبیه آنچه که نیستند وانمود کنند، درواقع بی‌احترامی به خود واقعی‌شان محسوب می‌شود. چون از انسان‌ها یک نسخه تقلبی و جعلی می‌سازد. فرآیند نزدیک شدن به اصالت و خود واقعی، تلاش زیادی نیاز دارد اما در ازای آن، بیشتر به سمت اهداف واقعی خودتان هدایت می‌شوید و در مسیر طرز فکر رشد قرار می‌گیرید.

طرز فکر

به‌طور خلاصه طرز فکر رشد یا پویا یعنی فردی بتواند از چالش‌ها استقبال کند، در مقابل شکست‌ها عقب‌نشینی نکند و مسئولیت افکار و رفتارش را به عهده بگیرد.

ما ایرانی‌ها برای موقعیت‌های مختلف ضرب‌المثل‌های متنوع و شیرینی داریم. شاید شما هم جمله‌ی معروف «کار نیکو کردن از پر کردن است» را شنیده باشید. این جمله دقیقاً اساس ذهنیت رشد است. با تلاش بیشتر برای ساخت و تقویت ذهنیت رشد، بازتاب آن را نیز در زندگی خواهیم دید و سطح رضایت از زندگی‌مان پیشرفت قابل‌توجهی خواهد داشت.

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *