چرا کوچینگ سازمانی تا این اندازه در دنیا برای سازمان‌ها اهمیت پیدا کرده است؟

چرا کوچینگ سازمانی تا این اندازه در دنیا برای سازمان‌ها اهمیت پیدا کرده است؟ تابه‌حال شده بخواهید تغییری اساسی در عادات و سبک زندگی‌تان ایجاد کنید؟ مراحل تغییر عادات شخصی را تابه‌حال پشت سر گذاشته‌اید؟

اگر این تجربه را داشته باشید حتماً می‌دانید که حتی در ساده‌ترین و شخصی‌ترین مسائل هم  به‌سادگی نمی‌توانید الگوهای قدیمی را بشکنید. حتی مسائل ساده‌ای که تنها خودتان )نه هیچ‌کس دیگری( درباره آن‌ها تصمیم‌گیرنده هستید، مثل عادت به مطالعه روزانه یا مثل خوابیدن هر شب در ساعت مشخصی . حتی این تغییرهای به‌ظاهر ساده هم برای درونی شدن نیاز به تلاش دارند. حالا تصور کنید که این درونی سازی تغییر را برای جمع زیادی از انسان‌ها که عضو یک سازمان یا مجموعه هستند به وجود بیاورید، تا این مجموعه در مسیر بهتری برای رسیدن به هدفش قرار بگیرد. چه اتفاقی می‌افتد؟

تمام چالش‌هایی که با خودتان داشته‌اید را در تعداد این افراد ضرب کنید. از طرفی میزان تأثیر این تغییر را هم در تعداد نفرات ضرب کنید. متوجه تأثیر عظیم آن در عملکرد مجموعه خواهید شد. اهمیت کوچینگ سازمانی در اینجا مشخص می‌شود. اینکه با چه فن‌هایی می‌توان به شکلی آسان‌تر در یک مجموعه، تغییر مثبت ایجاد کرد و از نتایج آن بهره‌مند شد.

کوچینگ سازمانی

کوچینگ سازمانی چه اثری روی کارمندان یک سازمان دارد؟

اگر صاحب کسب‌وکاری هستید و یا سازمانی را مدیریت می‌کنید، در مقابل خود و سازمانتان مسئولید تا از تمام ظرفیت‌های ممکن استفاده کنید. این استفاده از ظرفیت‌ها به معنای استثمار، سوءاستفاده از نیروی کار و کشیدن تمام توان آن‌ها در جهت محقق شدن اهداف سازمان نیست.

 اولین راه‌هایی که برای افزایش بازدهی استفاده از پتانسیل افراد در سیستم به ذهنتان می‌رسد چیست؟ مثلاً شما اگر اعلام کنید از هفته آینده کارمندانتان باید یک ساعت زودتر به محل کار بیایند و دو ساعت دیرتر آن را ترک کنند، ممکن است با اعتراضاتی مواجه شوید اما درنهایت احتمالاً افرادی هستند که با همین شرایط کنار بیایند و به کارشان ادامه دهند. اما آیا واقعاً شما به‌اندازه ۳ ساعت در روز بیشتر از قبل، انتظار افزایش کارایی از آن‌ها دارید؟

 نارضایتی درونی که نسبت به سیستم در آن‌ها وجود دارد، قطع اجازه نمی‌دهد شور و شوق گذشته و انگیزه سابق را نسبت به کار داشته باشند و این افزایش ساعت کاری حتی تأثیر منفی هم بر سازمانتان خواهد داشت.

 پس چه کنیم که بتوانیم از حداکثر ظرفیت کارمندان در سازمان بهره ببریم، و از طریق ایجاد تغییرات مثبت پایدار، در عین ایجاد وفاداری سازمانی، عملکرد و خروجی سازمانمان را چند سطح ارتقا دهیم؟

کوچینگ سازمانی

 کوچینگ سازمانی قرار است به این سؤال پاسخ دهد.

از چه زمانی مفهوم کوچینگ سازمانی به رسمیت شناخته شد؟

از حدود سه دهه پیش، متخصصانی که در زمینه‌های اجرایی به کسب‌وکارهای مختلف مشاوره می‌دادند، پیشروی کوچینگ سازمانی شدند و تا امروز آن را به مرحله جهانی‌شدن رسانده‌اند.

 کوچینگ به‌طورکلی شبیه ابزاری عمل می‌کند که باعث بروز پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های بالقوه افراد می‌شود، بهینگی عملکرد را به بالاترین حد خود می‌رساند و درمجموع تغییرات رفتاری پایدار ایجاد می‌کند.

به‌طور خاص کوچینگ سازمانی فرآیندی است برای تجهیز افراد به ابزارها دانش و فرصت‌هایی که در مسیر توسعه کامل به آن‌ها نیاز دارند تا بتوانند در تعهد خود نسبت به خودشان، شغلشان و سازمانی که در آن مشغول به کار هستند، مؤثرتر عمل کند.

سازمان‌های هوشمند و پیشرو به‌خوبی این را دریافته‌اند که شیوه مدیریت سنتی “دستور و کنترل” دیگر در فضای کسب‌وکارهای امروزی مؤثر نیست. بلکه سازمان‌ها نیاز به واکنش سریع، داشتن خلاقیت، تاب‌آوری و تلاش و عملکرد فردی برای حفظ رقابت دارند.

 نقشی که (به تجربه ثابت‌شده) کوچینگ حرفه‌ای بر افزایش بازدهی و کارایی افراد در سازمان ایفا می‌کند، بسیاری از سازمان‌ها و محققان و کسب‌وکارهای بزرگ را مجاب کرده تا کوچینگ را به‌عنوان یک عنصر مهم در رهبری و مدیریت بشناسند.

کوچینگ سازمانی باعث افزایش خلاقیت، موفقیت در پیشرفت و انعطاف‌پذیری می‌شود و همچنین به سازمان‌ها یک مزیت رقابتی و یک‌راه مؤثر برای جریان داشتن و فعالیت داشتن در فضای بازارهای امروز که به‌طور مداوم در حال تغییر است، می‌بخشد. سازمان‌های موفقی مانند Hewlett Packard ، IBM ، MCI و دیگران به این نتیجه رسیده‌اند که مدیران باید بتوانند کوچینگ سازمانی را برای خود و کارمندانشان داشته باشند تا تأثیر آن را در پیشرفت مدیریت / رهبری خود احساس کنند.

سازمان‌های موفق و یک ویژگی بارز دیگر هم دارند دریافت این نکته است که برای ماندن در عرصه رقابت باید یک آموزش و تمرین دائمی را در دستور کار داشته باشند. در این شرایط، بدون کوچینگ تمرین‌ها اثرشان را به‌سرعت از دست می‌دهند و اغلب نمی‌توانند به نتیجه نهایی برسند. فراموش نکنیم که در اینجا تعریفمان از نتیجه و موفقیت نهایی، تغییرات مثبت رفتاری پایدار است.

 آموزش و تمرین به‌طورمعمول یک رویداد آنی است که  هر از چند گاهی اتفاق می‌افتد و ادامه پیدا نمی‌کند. درحالی‌که کوچینگ یک فرآیند مداوم است که در یک‌قدم بسیار ارزشمند، ما را به این هدف نزدیک می‌کند که مطمئن شویم دانسته‌ها و تمرین‌های افراد شاغل و حاضر در سازمان، از یک آگاهی اولیه گذشته و به یک رفتار درونی تبدیل‌شده است

کوچینگ سازمانی

در بازار امروز، ارزش‌افزوده برای موفقیت تجارت مهم است. در انتها باید گفت یک کوچینگ سازمانی موفق به کارمندان ارزش‌افزوده می‌دهد تا با ارائه بهترین‌ توانایی‌های خود به سازمانشان، ارزشی را به آن بیفزایند. کارمندان می‌خواهند شاد، مولد و خلاق باشند؛ کوچینگ سازمانی محیطی را فراهم می‌کند که بتوانند به بهترین شکل، به این جنس از خواسته‌هایشان برسند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *