موفقیت پس از ورشکستگی چطور اتفاق می‌افتد؟

به‌خصوص در شرایط اقتصادی امروز کشور، برای خیلی از افراد، ضرر مالی یا ورشکستگی، به معنی اتمام کسب‌وکار شخصی است. اما باید توجه داشت که در طول تاریخ، افرادی در شرایط به‌مراتب سخت‌تر، پس از شکست‌های عظیم، روی پاهای خود بلند شده و مسیر موفقیت را تا قله پیموده‌اند. در این نوشته، به قصه 5 نفر از آن‌ها اشاره می‌کنیم. اگر وقت یا حوصله مطالعه تمامی سطرهای پیش رو را ندارید؛ کافی است بدانید جانِ مطلب این است که گاهی برای حرکت قدرتمند به جلو، نیاز است چند گام به عقب بازگردیم.

از فرش به عرش، از عرش به فرش و دوباره از فرش به عرش

عنوان بالا ساختار پس‌زمینه تمامی قصه‌های مذکور است. به‌طور عمومی آن‌ها از سطوح پایین اجتماعی و از خانواده‌های نه‌چندان مناسب، خود را بالا کشیده‌اند اما دست روزگار دوباره آن‌ها را به سمت‌وسوی اولیه بازگردانده. آن‌ها تسلیم نشده و جنگیده‌اند تا به آنچه استحقاقش را دارند دست یابند. ازآنجاکه این جهان خاکی مهندسی شده و روی نظم و نسق پیش می‌رود؛ تلاش این افراد بی‌مزد باقی نمانده و در آخر، دوباره در قله‌ی مسیر موفقیت قرار گرفته‌اند. داستان این افراد برای منِ نگارنده و شمای خواننده یک پیام مشخص دارد؛ راز دارایی و شاهراه مسیر موفقیت، در دل نداشتن نهفته است.

حال زمان خواندن داستان‌هاست. ما قطره‌ای از دریا را انتخاب کرده‌ایم؛ اگر شما هم مطلب انگیزشی و عبرت‌آموز مشابهی دارید؛ در انتهای نوشته آن را با ما به اشتراک بگذارید.

بازگشت به مسیر موفقیت با 5 داستان کوتاه  

  • 1 – آبراهام لینکلن (Abraham Lincoln)

در کنار جورج واشنگتن، آبراهام لینکلن بزرگ‌ترین شخصیت سیاسی ایالات‌متحده آمریکا به شمار می‌آید. او در خلال جنگ داخلی آمریکا، بلندترین صدایی بود که در جهت یکپارچه‌سازی کشور بلند شد و توانست ایالات شمالی و جنوبی را زیر یک پرچم گرد هم آورد.

اما آبراهام لینکلن نه‌تنها همیشه رئیس‌جمهور نبوده؛ بلکه پیش از آن حتی سیاست‌مدار بزرگی به شمار نمی‌آید.

او در سنین نوجوانی، در فروشگاه‌ها شاگردی می‌کرد. تا اینکه در سن 20 سالگی با یک شریک مغازه‌ای باز کرد و از تأمین‌کنندگان، به شکل اعتباری کالا خرید. مشکل جایی روی داد که فروش مدنظر حاصل نشد و بدهی رو به افزایش رفت. لینکلن جوان ناچار بود سهم خود را به شریک واگذار کند و چاره‌ای دیگر بجوید. همچنین باید در نظر داشت که متعهد شد بدهی‌هایش را در طول 17 سال به شکل قسطی بپردازد.

این شکست اقتصادی در جوانی، زمینه‌ساز فعالیت سیاسی بود. آبراهام لینکلن درس حقوق خواند، برای Illinois General Assembly  کمپین کرد و اگرچه برای بار اول بازهم شکست خورد، اما در دور بعد به سال 1846 میلادی برای US House of Representatives انتخاب شد. ازاین‌پس سریال موفقیت‌ها توقف نداشتند و سال 1860 نام رئیس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکا آبراهام لینکلن بود. فردی که یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های سیاسی کل تاریخ دنیای غرب به شمار می‌آید.

آبراهام لینکلن
  • 2- دیو رمزی (Dave Ramsey)  

چیزی در حدود 150 سال در تونل زمان سفر می‌کنیم و به روزگار امروزی خودمان می‌رسیم. اگر پیش‌ازاین درزمینهٔ اقتصاد وب‌گردی کرده باشید و با پایگاه‌های اینترنتی نظیر Good Financial Cents آشنایی داشته باشید، حتماً نام دیو رمزی را شنیده‌اید. او یکی از مهم‌ترین افرادی است که توانسته از هیچ همه‌چیز بسازد.

اما مانند قصه تمامی افراد موفق، رسیدن به‌جایگاه طلایی بهایی گزاف و مشقت‌های فراوان داشته است.

دیو در سن 26 سالگی توانسته بود یک شرکت عظیم خریدوفروش ملک به ارزش چهار میلیون دلار برپا کند. ادامه‌ی مسیر موفقیت او در این سن، او را در حوزه املاک ایالات‌متحده تبدیل به یک ستاره کرده بود. اما موفقیت مذکور پایدار نماند و دیو ناچار شد به‌صورت رسمی اعلام ورشکستگی کند.

درست مانند آبراهام لینکلن، دیو رمزی نیز پس از ورشکستگی مسیر دیگری را انتخاب کرد و به‌جای ادامه دادن خریدوفروش ملک، در کلیسای محلی به زوج‌های جوان مشاوره اقتصادی می‌داد.

در کنار این کار، دیو رمزی عضو ثابت کارگاه آموزشی، سمینار و همایش‌های اقتصادی شد و درهم آمیختن آموزه‌های فعالیت‌های این چنینی در کنار تجارب شخصی، علم لازم برای نگارش یک کتاب جامع را در اختیار او قرار داد. در سال 1992 میلادی او توانست کتاب Financial Peace  را نگارش و منتشر کند. گام بعدی افتتاح یک رادیوی محلی بود و رمزی در آن تجارب شخصی اقتصادی خود را تشریح می‌کرد.

امروزه رادیو او در 550 ایستگاه پخش می‌شود و نزدیک به 9 میلیون شنونده دارد. ارزش مالی تشکیلات دیو رمزی تا حدود 55 میلیون دلار تخمین زده شده است.

  • 3 – ام سی هامر (MC Hammer)  

هامر شهرت خود را در سال 1990 با منتشر کردن آهنگ U Can’t Touch This به دست آورد. این کار کاملاً اورجینال نبود و روی Super Freak ساخته Rick James و منتشرشده در سال 1981 میلادی بنا شده بود. این موزیک نه‌تنها از بُعد سرگرمی (Entertainment) بلکه از منظر تجاری فوق‌العاده بود به‌طوری‌که در تمامی برنامه‌های رادیویی، تلویزیونی و سینمایی به آن ارجاع داده می‌شد. نکته جالب اینکه، شهرت موزیک فوق به‌زودی از بین نرفت و تا 27 سال پس از انتشار همچنان محبوب بود و در صدر توجهات قرار داشت.

اما مانند اکثریت قریب به‌اتفاق سلبریتی‌ها، هامر نیز از هیچ آغاز کرده بود و طعم سختی و فقر را چشیده است.

او در دوران کودکی و نوجوانی لوازم بیسبال می‌فروخت و در یک beatboxer می‌رقصید. تجربه آن دوران کمک کرد تا شخصیت هنری خود را قوی بنا کند. هرچند که موفقیت اولیه حاصل شده از فروش آن آهنگ صرف خوش‌گذرانی، کمک به خانواده و دوستان شد و در سال 1996 نه‌تنها مبلغی در اختیار نداشت، که 13 میلیون دلار بدهی بالا آورده بود. همین امر او را ناچار ساخت که اعلام ورشکستگی کند.

او از پا ننشست و فعالیت هنری خود را ادامه داد. اگرچه ثروت پیشین حاصل نشد، اما با فراهم آوردن سرمایه‌ای 1.5 میلیون دلاری، نشان داد که می‌توان دوباره برخاست و در جایگاهی موفق قرار گرفت.

مسیر موفقیت ام سی هامر
  • 4- والت دیزنی (Walt Disney)  

نام والت دیزنی را که شنیده‌اید؟ امروزه یک برند بین‌المللی است؛ اما درواقع او فردی بوده که در سنین پایین یک بار ورشکستگی را تجربه کرده است. دیزنی در سال 1901 میلادی به دنیا آمد و در سال 1920 توانست چند سرمایه‌گذار برای احداث یک استودیو انیمیشن‌سازی بیابد. اما تنها یک سال بعد، سرمایه‌گذارها او را تنها گذاشتند و بدون آن‌ها، شرکت والت جوان چاره‌ای جز تعطیلی و اعلام ورشکستگی نداشت.

اما در سال 1923 دیزنی موفق شد با یک وام خانوادگی، شرکت جدید خود را آغاز کند. پروژه او ساخت سفیدبرفی و هفت کوتوله (Snow White and the Seven Dwarfs (1937)) بود. آن‌ها بیش از سه برابر بودجه اولیه (چیزی در حدود 1.5 میلیون دلار) هزینه کردند اما پروژه بازهم تمام نشد. دیزنی در شرف ورشکستگی دوم بود تا اینکه یک بانک قبول کرد برای به پایان رساندن پروژه، وام اعطا کند. این آغاز مسیر موفقیت والت دیزنی بود. سفیدبرفی چیزی در حدود 6.5 میلیون دلار فروخت و کارهای بعدی از راه رسیدند. در زمان فوت والت دیزنی در سال 1966 شرکت او 5 میلیارد دلار ارزش‌گذاری شده بود.

حال فرض کنید که او در 1921 تسلیم شده بود و کاری نمی‌کرد؛ چه اتفاقی برای صنعت انیمیشن‌سازی و ما می‌افتاد؟    

  • 5- پی تی بارنوم (P.T. Barnum)  

در آخرین قصه، دوباره به زمان آبراهام لینکلن باز می‌گردیم. پی تی بارنوم (Phineas Taylor Barnum) به معنای واقعی کلمه فقیر بود و یک دوره‌گرد خیابانی به حساب می‌آمد. اما در مقیاس تاریخی، امروزه یکی از بزرگ‌ترین شومن‌های (showman) تاریخ به شمار می‌آید.

مانند تمامی قصه میلیون/ بیلیونرهای خودساخته، بارنوم نیز دوبار مسیر فرش و عرش را پیموده است. او در سال 1810 به دنیا می‌آید و در سن 25 سالگی شخصیت کاری خود را به‌عنوان یک شومن آغاز می‌کند. در 1841 موفق می‌شود ساختمان Scudder’s American Museum  را شهر نیویورک خریداری کند. تحت مدیریت او این ساختمان به مشهورترین مرکز اجرای نمایش و سرگرمی کل شهر تبدیل می‌شود.

اما آتش‌سوزی‌های پیاپی (5 بار) هزینه‌های زیادی به او تحمیل کرد و دیگر قادر به مدیریت مجموعه نبود. درنتیجه، چاره‌ای باقی نماند جز اعلام ورشکستگی و واگذار کردن کاخ ساخته شده. با این سرنوشت، او دوباره سراغ اجرای نمایش شخصی رفت و رویدادهایی با عنوان “The Art of Money Getting” یا هنر دریافت پول برگزار کرد. با همین سری سخنرانی‌ها او بدهی‌های خود را پرداخت و بار دیگر در سن 64 سالگی یک سرمایه‌دار ثروتمند تلقی می‌شد (هیچ سنی برای تلاش و حرکت در مسیر موفقیت دیر نیست).    

پی تی بارنوم
  • جمع‌بندی

در این نوشته داستان 5 فرد موفق که همه پس از ورشکستگی دوباره توانسته بودند راه پیروزی را بپیمایند تشریح شد. اگر بخواهیم چکیده مطلب و درس‌هایی که از سرگذشت آن‌ها برداشت می‌شود را بیان کنیم، موارد زیر را می‌توان یاد گرفت:

  • فقر در روزهای جوانی مانعی برای پیش رفتن در مسیر موفقیت نیست؛
  • ورشکستگی و شکست آن‌ها را متوقف نکرده است؛
  • شکست معمولاً در پی اشتباه مدیریتی روی داده است؛
  • همه آن‌ها انگیزه‌های فولادین داشته‌اند؛
  • همه آن‌ها انسان‌هایی ریسک‌پذیر بوده‌اند.

امیدواریم مطالعه‌ی این مطلب برای شما مفید بوده باشد. همان‌طور که پیش‌ازاین گفتیم، شما هم اگر فردی با این پیشینه می‌شناسید، می‌توانید داستان‌های مدنظر خودتان را با ما درمیان بگذارید تا آن‌ها را با دیگران به اشتراک بگذاریم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *