چگونه توانستند؟ چگونه می‌توانیم؟

“موفقیت ثمره‌ی حرکت پیوسته از شکستی به شکست دیگر است.”

این جمله وینستون چرچیل اگرچه در نگاه اول کلیشه‌ای و تکراری به نظر می‌رسد؛ اما اگر به قصه انسان‌های موفق نگاه کنیم، همه از همین فرمول ساده برای رسیدن به هدف استفاده کرده‌اند. در سطرهای پیش رو، سراغ معروف و مشهورترین افراد عصر حاضر رفته‌ایم تا با نگاهی به مسیر آن‌ها، راهی برای حرکت خود بسازیم. با ما همراه باشید.

  • داستان موفقیت جیم کری (Jim Carrey)   

داستان موفقیت جیم کری

بازیگر فیلم‌های طنز ماسک یا احمق و احمق‌تر از روز اول چنین جایگاهی نداشت. جیم کری در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد؛ با پدری که کار ثابتی نداشت و مدام از جایگاهی به شرایطی دیگر جابه‌جا می‌شد. کری به ناچار در 15 سالگی درس و مدرسه را رها کرد و برای کمک به خانواده کار گرفت. در این زمان علاقه او به کمدی باعث شد تا شانس خود را در Yuk Yuk’s  به‌عنوان یک استندآپ کمدین امتحان کند؛ نتیجه اما اسف‌بار بود. او سپس برای برنامه Saturday Night مصاحبه داد اما بازهم راه به‌جایی نبرد.

نکته جالب درباره او تسلیم نشدن است. او در یکی از مصاحبه‌هایش اعلام می‌کند که یک روز چکی به مبلغ 10 میلیون دلار در وجه خودش می‌نویسد و آن را برای مدت 7 سال در کیفش نگاه می‌دارد. تا اینکه درنهایت برای بازی در احمق و احمق‌تر (Dumb and Dumber) همین میزان دستمزد را دریافت و موفق به نقد کردن چک می‌شود.

  •  کیتی پری (Katy Perry)

حتی اگر موسیقی او را نشنیده باشیم؛ نام و آوازه‌اش تمامی دنیا را پر کرده است. جالب اینکه درباره او نیز کسی به تلاش‌های ابتدایی مسیر زندگانی اشاره نمی‌کند. کیتی پری در همان سال اول دبیرستان (high school) را رها کرده و آوازخوانی را دنبال می‌کند. تمامی تلاش او برای یافتن سرمایه‌گذار منجر به یک آلبوم شکست خورده می‌شود و تنها 200 نسخه از کار او در بازار منتشر می‌شود. حالا زمان تغییر است؛ او به لس‌آنجلس نقل مکان می‌کند و در سال‌های 2003 و 2004 به طور متوالی با شکست هنری و اقتصادی مواجه می‌شود. تا به اینجای کار او از 1999 تا 2006 میلادی به طور متوالی شکست خورده و ناامید نشده. مزد این پایداری بیرون آمدن ترک( I Kissed a Girl ) و محبوبیت غیرقابل‌باور کار است. این موفقیت زمینه‌ساز شخصیت موفقیت فعلی او است.

  • اپرا وینفری (Oprah Winfrey)   

اپرا وینفری و موفقیت

اپرا وینفری در کودکی مورد آزار جنسی پسرعمو، عمو و یکی از دوستان خانوادگی قرار گرفته بود. او که فرند طلاق محسوب می‌شد تنها 14 سال داشت که بارداری را تجربه کرد و البته دو هفته پس از زایمان، نوزاد خود را از دست داد. علی‌رغم تمامی مشکلات، اپرا تحصیلات خود در مقطع دبیرستان را به پایان برد و به دلیل نمرات عالی، موفق به اخذ بورسیه کامل کالج شد.

تحصیلات و روابطی که ساخته بود اجرای برنامه‌های تلویزیونی را در اختیارش قرار داد اما پس از مدتی به دلیل رنگ پوست و آنچه اندام نامناسب خوانده شده بود؛ ناچار به ترک کار شد. این پایان کار اپرا وینفری نبود و حرکت او به سمت شبکه‌های ملی و OWN  ادامه یافت و امروزه یک چهره معروف بین‌المللی به شمار می‌آید.

  • جی.کی. رولینگ (J.K. Rowling)

جی.کی. رولینگ (J.K. Rowling)

جی.کی. رولینگ تازه طلاق گرفته بود و حتی به اندازه تأمین غذای کودکش توانایی مالی نداشت. این شرایط در سال 1994 میلادی روی می‌دهد و تنها سه سال پیش از انتشار اولین قسمت هری پاتر است. نکته جالب درباره او این است که حتی برای ارسال کتاب به دست ناشر، توانایی خرید کامپیوتر و یا حتی فتوکپی 90 هزار کلمه را نداشته است. در نتیجه کار را به صورت دستی برای ارسال آماده می‌کند و نتیجه شکست پشت شکست است.

درنهایت، پس از آزمون و خطای فراوان، Bloomsbury که انتشاراتی محلی و کوچک در لندن است به واسطه علاقه دختر هشت ساله مدیرعامل به کتاب اقدام به چاپ آن می‌کند.

  • ماجرای موفقیت استفان کینگ (Stephen King)

کینگ یک مرد ورشکسته بود و آغاز به نوشتن کرده بود. او و همسرش هر دو به صورت چند شیفت در کارهای سخت مشغول بودند و در یک تریلر زندگی می‌کردند. فقر آن‌ها به قدری بود که برای آغاز زندگی و مراسم ازدواج ناچار به قرض لباس از دوستان و آشنایان خود شده بودند.

خود او می‌گوید پیش از آنکه بتواند اولین نسخه دست‌نوشته‌اش را بفروشد بیش از 60 بار پاسخ نه شنیده است. اما زمانی که اولین کار بیرون می‌آید؛ چرخه موفقیت آغاز شده و دیگر از حرکت نمی‌ایستد. او پس از یک تیراژ 13 هزارتایی که در ایالات‌متحده رقم بالایی به حساب نمی‌آید؛ موفق به دریافت 200 و 400 هزار دلار حق الاتحریر می‌شود و پس از آن کار نویسنده “رهایی از شائوشنگ” رونق می‌گیرد.   

  • تایلر پری (Tyler Perry)

تایلر پری (Tyler Perry)

مانند اکثریت قریب به اتفاق افراد حاضر در این لیست، تایلر نیز کودکی فوق‌العاده سختی را پشت سر گذاشت و به صورت روحی و فیزیکی آسیب‌های زیادی را متحمل شد به طوری که تا قبل از 22 سالگی دوبار اقدام به خودکشی کرد. او یک سال پس از آخرین خودکشی به آتلانتا (Atlanta) نقل مکان کرد و برای سعی در ایجاد یک شخصیت هنری برای خود داشت.

او در سال 1992 نمایشنامه‌ای با عنوان I Know I’ve Been Changed  را روی صحنه برد و نتیجه نهایی یک فاجعه بود. تمامی پس‌انداز حاصل از کارگری او برباد رفت و در طول یک هفته تنها 30 نفر برای تماشا آمدند. از آن به بعد او به کار ادامه داد و بسیاری شب‌ها برای صرفه‌جویی در پرداخت اجاره در اتومبیلش خوابید. شش سال پس از این ماجرا بالاخره مسیر تایلر به دنیای هنر باز شد و طبق اعلام مجله فوربس، او در سال 2011 میلادی بیشترین درآمد ناشی از حضور در صحنه را داشته است.

  • سارا جسیکا پارکر (Sarah Jessica Parker)

پارکر در یکی از مناطق روستایی اوهایو به دنیا آمد. او آخرین فرزند یک خانواده چهارنفری کارگر بود و زندگی سختی را می‌گذراند. زمانی که تنها دو سال داشت؛ والدینش از هم جدا شدند و او ازدواج دوباره مادرش چهار فرزند جدید ناپدری را نیز به خانواده شلوغ آن‌ها افزود. ناپدری او راننده کامیون بود و از این رو پارکر فرصت ثبت نام در کلاس‌های آواز و رقص را پیدا کرد. هنر تازه آموخته شده در همان سنین پایین برای او درآمد به همراه داشت کمک خرجی برای خانواده 10 فراهم آمد.

علی‌رغم تمامی مشکلات اقتصادی مادر سارا او را تشویق کرد تا هنر را به طور جدی ادامه دهد و روی جنبه درآمدی تأکید زیادی نداشته باشد. زمانی که خانواده او به Cincinnati  نقل مکان کرد؛ او فرصت فراگیری رقص باله و تئاتر را تحت عنوان بورسیه تحصیلی پیدا کرد. زمانی که تنها 11 سال داشت خانواده او با سفری به نیویورک فرصت مصاحبه برای یکی از نمایش‌های Broadway را به دست آورد. علاوه بر او، بردارش نیز در مصاحبه پذیرفته شد و این سرآغاز یک شهرت جهانی بود.

  •  کولونل سندرز (Colonel Harland Sanders)

سندرز کارهای زیادی را عوض کرده بود. تا اینکه بالاخره در 40 سالگی یک ایستگاه گاز دست‌وپا کرد. ایستگاه او غذاخوری نداشت از این رو پذیرایی شخصی خود را با میز و صندلی پر کرد و با دستور پخت تجربی خود مرغ‌هایی مخصوص و معروف تحویل رهگذران داد.

این مسئله تا 10 سال با موفقیت نسبی همراه بود و پیش می‌رفت. تا اینکه بالاخره سرمایه به حدی رسید که امکان جابه‌جایی و در اختیار گرفتن مکانی بزرگ‌تر فراهم شد. شهرت مرغ‌های کولونل به حدی رسیده بود که منتقد معروف غذای امریکا Duncan Hines نیز درباره آن‌ها قلم زده بود. مشکل از جایی ایجاد شد که نمایندگان شرکت‌های بزرگ Kentucky را به محله سندرز آوردند و با افت فروش، او ناچار به بازنشستگی شد.

از آنجا که قسط‌های محل جدید باقی مانده بود؛ او باید فکری برای در اختیار گرفتن درآمدی ثابت می‌کرد. از این رو ماشین خود را سوار شد و به بیش از هزار رستوران در سراسر کشور سر زد تا یکی حاضر شود نمایندگی دستور پخت ویژه او را خریداری کند.

درنهایت، پس از هزاران بار تلاش، بالاخره اولین شریک کولونل سندرز پیدا شد.

  • شانیا توئین (Shania Twain)

موفقیت شانیا پیش از آنکه در پی شوق و انگیزه باشد؛ نتیجه اجبار زمانه است. او هم در سنین پایین جدایی والدین از هم را تجربه کرد و با مادر و ناپدری‌اش زندگی می‌کرد. مشکلات اقتصادی او را نیز وادار به کار کرد به طوری که در هشت سالگی در بارها آواز می‌خواند. شوک بزرگ زندگی زمانی بود که در سن 21 سالگی مادر و ناپدری‌اش در یک تصادف جاده‌ای جان خود را از دست دادند و سرپرستی سه خواهر و برادر به عهده او قرار گرفت.

او آوازه خوانی در بار و رستوران را ادامه داد و سراغ مصاحبه‌های بزرگ‌تر نرفت. تنها زمانی که آخرین برادر از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد و می‌توانست سرپرستی خود را عهده‌دار شود شانیا به سمت‌وسوی Nashville   و آرزوهای بزرگ حرکت کرد و امروز شخصیتی است که می‌شناسیم.

  • جمع‌بندی و کلام آخر

همانطور که خواندیم جمله‌ی وینستون چرچیل درباره تمامی موارد بالا صادق است:

“موفقیت ثمره‌ی حرکت پیوسته از شکستی به شکست دیگر است.”

هیچ یک از این افراد پس از اولین تلاش به نتیجه دلخواه نرسیده‌اند و موفقیت آن‌ها کوهی از ناکامی را پشت سر دارد. نکته ثابت دیگر اما ادامه مسیر سخت و ثابت‌قدم بودن، علی‌رغم دستان خالی است. امیدواریم داستان زندگی و موفقیت شما هم سرانجامی شبیه این افراد سخت‌کوش و موفق داشته باشد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *