آشنایی با کوچینگ

 

چرا کوچ ؟

 

قبل از اینکه به این سوال بپردازیم که چرا به کوچینگ نیاز داریم بهتر است تا در مورد کوچینگ اطلاعاتی را داشته باشیم بنابراین پیشنهاد می کنم  قبل از خواندن این مقاله حتما مقاله کوچینگ چیست را مطالعه بفرمایید .

 

چرا به کوچینگ نیاز داریم ؟

  آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که نتوانید بر روی یک حوزه متمرکز شوید ؟

آیا شما جزو  افرادی هستید که مدام از این شاخه به آن شاخه می پرید ؟

کلی ایده ی خوب در ذهنتان دارید اما هیچ وقت نتوانسته ایدآنها را عملی کنید؟

مدام شغلتان را عوض می کنید و نهایتا باز آن شغلی که ، می خواهید را نمی یابید ؟

آیا شما در تصمیمات مهم زندگیتان دچار تردید هستید و نمی توانید انتخاب به موقع و سنجیده ای داشته باشید ؟

و آیا شما جزو افرادی هستید که می خواهید تغییرات مثبتی در زندگیتان به وجود بیاورید اما نمی توانید ؟ و یا در نیمه راه کم می آورید ؟

 

این قبیل  سؤالات باعث می گردد تا  افرادی که به دنبال تغییرات مثبت در زندگیشان هستند کم کم  به سمت موضوع جدید و قدرتمندی به نام کوچینگ هدایت شوند .  

 

علت شکست ما در مقابل تغییرات مثبت چیست ؟

 

چرا کوچ ؟

 

بسیاری از ماها این تجربه را در زندگیمان داریم که تلاشمان برای تغییرات مثبت زندگیمان ناموفق بوده است چه در امور شخصی مانند ورزش ، مدیریت زمان و … چه در ایجاد تغییرات بزرگ و کلانی چون راه اندازی کسب و کار ، مهاجرت و …

 

حال این سوال پیش می آید که مشکل از کجاست ؟؟؟

 

انسان ها همیشه در پی تغییرات مثبت در زندگیشان هستند و از اینکه بتوانند به خواسته هایشان برسند و در ایجاد تغییرات مثبت موفق باشند احساس رضایت و توانمندی خواهند کرد و این احساس باعث افزایش اعتماد و عزت نفسشان خواهد شد

 و اما متاسفانه عکس آن هم صادق است زمانی که در مسیر تغییرات مثبت زندگی دچار شکست می شوند احساس ناخوشایندی دارند و گاهی شدت این احساس به قدری قوی خواهد بود که خود را یک بازنده و یک قربانی می دانند و این احساس ، افسردگی و عواطف منفی بسیاری را برایشان رقم خواهد زد .

 

بنابراین این آگاهی باید به وجود بیاید که راه حل چیست .

 

چرا هر بار که یک تصمیی را می گیریم و یک هدفی را انتخاب میکنیم یا همان ابتدا شکست را می پذیریم و آن را رها میکنیم و یا نیمه راه در مقابل چالشها کم می آوریم  و از مسیر هدف و موفقیت خارج می شویم ؟

از دیدگاه بسیاری از محققان ما برای اینکه بتوانیم تغییرات مثبتی را در زندگیمان ایجاد کنیم و برای اینکه مسیر موفقیت را در پیش بگیرم نیازمند مهیا کردن پنج عامل اصلی هستیم که این عوامل عبارتند از :

 

چشم انداز  ، مهارت ،  پاداش و تشویق  ، منابع ،  برنامه اجرایی

چرا کوچ ؟

برای درک بهتر این مطلب به این مثال توجه کنید :

فرض کنید که هدف و تغییر مثبتی که شما به دنبال آن هستید یادگیری زبان خارجی باشد بنابراین :

  • چشم انداز شما تصویری است که در ذهنتان هنگام صحبت کردن زبان خارجی دارید مهارت شما ، تمرین و تکرار لغات و عبارات آن زبان خارجه خواهد بود .
  • پاداش برای شما  همان جایزه هایی خواهد بود که به خود می دهید و به شما در ادامه مسیر انگیزه می دهد .
  • کتاب های مختلف و سی دی های آموزشی نقش منابع شما را خواهند داشت
  • و برنامه اجرایی شما این خواهد بود که طبق برنامه ای خاصی پیش خواهید رفت . 
 

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا این پنج عامل به تنهایی می تواند ما را به موفقیت برساند ؟

 

اغلب ما انسان ها این پنج فاکتور را تا حد مناسبی داریم اما متاسفانه باید بگویم که عموما بازهم در مقابل تغییرات مثبت شکست را تجربه می کنیم .

نکته ای که در مدل بالا نادیده گرفته شده است این است که این عوامل ( پنج فاکتور ) زمانی می تواند در دستیابی ما به موفقیت و ایجاد تغییرات مثبت موثر واقع شود که اقدامی صورت بگیرد و کاری انجام شود .

یعنی حتی در صورت داشتن این پنج فاکتور، تا زمانی که اقدامی صورت نگیرد تغییری هم ایجاد نمی گردد .

مارشال گلداسمیت متخصص رهبری و کوچینگ رهبران سازمان‌ها می‌گوید:

 

بیشتر افراد به من می‌گویند بیشتر نکاتی که در کتاب‌هایم راجع به تغییر رفتار می‌گویم، نکاتی است که آن‌ها را از قبل می‌دانستند و برایشان تازگی ندارد. من در پاسخ به آن‌ها می‌گویم بله و شرط می‌بندم که بیشتر این نکات را انجام نمی‌دهید .

 

تا اینجای مقاله متوجه شدیم که برای ایجاد تغییرات مثبت باید اقدام کرد ولی گاهی اوقات پیش می آید که ما  اقدام می کنیم ولی در مسیر راه  دچار چالش ها و مشکلاتی می شویم که باعث می شود که انگیزه ما کم و کمتر شود و ما درگیر نامیدی ، ترس و تردید شویم و نهایتا کار را نیمه تمام رها کنیم .

 

راه حل چیست ؟

عموما  ما انسانها در مسیر موفقیت و ایجاد تغییرات مثبت یا همان ابتدا وارد عمل نمی شویم و هدفمان را رها می کنیم و یا از طرفی شروع به اقدام کردن و گام برداشتن در مسیر تغییرات می کنیم اما در مواجهه با مشکلات و چالش ها کم می آوریم و هدف را نیمه تمام رها می کنیم و این جاست که کمبود یک عامل بیرونی بنام کوچینگ احساس می شود .

مغز انسان ها به گونه ای طراحی شده است که از تغییرات استقبال چندانی نمی کند یعنی به طور کلی مغز دنبال استراحت و لذت است و از فعالیت و درد دوری می کند .

بنابراین افرادی که آستانه درد و تحملشان کم باشد مغزشان دایما به دنبال بهانه تراشی و انواع توجیهات برای انجام ندادن تغییرات می باشد به عبارتی این افراد خودانگیختگی اندکی دارند و نمی توانند در مقابل موانع ، چالش ها و عواطف منفی پیروز باشند و متحمل شکست می شوند .

انسان تمایلی ذاتی به رشد و نمو در ابعاد مختلف فیزیکی و روانی دارد؛ اما این تمایل ذاتی به خودی خود کار نمی‌کند بلکه نیاز به تقویت و حمایت از سوی محیط اجتماعی دارد تا به طور موثری عمل کند.

با توجه به اینکه تمامی افراد خودانگیختکی بالایی ندارند ( یعنی در مقابل چالش ها و عوامل خارجی انگیزه خود را از دست می دهند و متحمل شکست می شوند )  بنابراین حضور فردی که بتواند از بیرون ما را مشاهده کند و در طول مسیر با ما همراه باشد و به ما بازخورد بدهد تا حد زیادی می تواند به ما در ایجاد تغییرات مثبت کمک کند .

کوچینگ به عنوان یک ابزار قدرتمند و یک علم نوظهور فرایندی را ایجاد می کند تا افراد با خودشان شفاف تر شوند و گام هایشان را دقیق تر و با شناخت بیشتری بردارند  کوچینگ جریان ایجاد تغییرات مثبت زندگی افراد را پشتیبانی و تسهیل می کند .

 این ابزار فرایندی را ایجاد می کند که در آن افراد احساس تنهایی نمی کنند . کوچینگ بسان آیینه ای است که به افراد وسعت دید می دهد و شفاف سازی ایجاد می کند .

در فرایند کوچینگ ، مربی ( کوچ ) با فرد همراه می شود و با کمک هم، آفرینشی را در جهت اهداف و تغییرات ایجاد می کنند یعنی کوچ به همراه کوچی مسیر تغییرات مثبت را طی خواهد کرد .

 

یک پیشنهاد

اگر احساس می کنید که موفقیت های شخصی و حرفه ای شما دچار محدودیت های بسیاری شده است ؟

اگر در اغلب مواقع در رسیدن به اهدافتان دچار مشکل می شوید  ؟

اگر در مسیر تغییرات مثبت زندگیتان دائماّ دچار نامیدی ، ترس و تردید می شوید و از این بابت حال مناسبی را تجربه نمی کنید ؟

اگر خواسته ای دارید ولی احساس می کنید که نقشه راه را نمی دانید و به خودتان و مسیرتان شک دارید ؟

و اگر  شما نمی توانید به تنهایی از پس آن  چیزهایی که می خواهید برآیید پیشنهاد می کنم تا حداقل برای یک بار هم که شده از یک کوچ استفاده  نمایید .

 

چرا کوچ ؟

چرا کوچ ؟

 یک کوچ می تواند به شما کمک کند تا موارد مهم و کلیدی موفقیت خود را شناسایی کنید و بر روی آن متمرکز شوید و همین خود به تنهایی می تواند درصد موفقیت شما را تا حدی افزایش دهد .

کار کوچ این است که یک محیط امن و آرامی را ایجاد نماید تا فرد ( کوچی ) الگوهای رفتاری خود را به صورت واضح و شفاف ببیند و با توجه به بازخوردی که می گیرد رفتار درستی را از خود بروز دهد .

 همچنین کوچ کمک می کند تا موانع موجود بین وضعیت فعلی و وضعیت ایده آل فرد شناسایی شود و همین شناسایی موانع روند دستیابی به موفقیت را تسریع می بخشد.

کوچ کمک می کند تا در مسیر دستیابی به اهداف گامهای عملی برداریم .

 

از نظر آکادمی استراتژی کوچینگ بریتانیا نقش کوچ چنین تعریفی دارد :

فرایند کوچینگ به فرد ( کوچی ) این امکان را می دهد تا به سطحی ازتوانمندی و عملکرد برسد که به تنهایی و اراده و اختیار خود نمی توانست به چنین سطحی از توانمندی برسد .

 

مثال بارز تاثیر خدمات کوچینگ را می توان در بهبود عملکرد ورزشکاران حرفه ای دید . اغلب ورزشکاران به تنهایی نمی توانند به جایگاه حرفه ای  رشته خود دست یابند مگر با کمک کوچ  .

کوچ دستیابی به حرفه ای شدن را برای ورزشکاران تسهیل می سازد و در فراز و نشیب های موفقیت همیشه یار آن ها ست و نمی گذارد که آن ها از مسیر حرفه ای شدن خارج شوند .  

 

چرا کوچ ؟

 

و کلام آخر

 

کوچینگ سرمایه گذاری در راه رسیدن به اهداف شماست و هرگز یک هزینه نیست .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

]]>