چرا داشتن کوچ (مربی) حرفه ای اهمیت دارد ؟

در این نوشته پیرامون کوچینگ حرفه‌ای ، موفقیت و اموری از این دست به طور علمی، دقیق و مصداقی بحث خواهیم کرد. اگر از آن دسته افرادی هستید که پیش از این شاخه به شاخه پریدن را تجربه کرده‌اند و از نبود طرح، برنامه و استراتژی برای رسیدن به اهداف آسیب دیده‌اند؛ همراهی ما در سطرهای پیش رو مفید به فایده خواهد بود.

مقدمه؛ کوچینگ پیشه‌ای به قدمت 1200 سال

نقل قول مشهوری از Zen koan وجود دارد که می‌گوید:

چرا یک مرد قدرتمند نمی‌تواند حتی پایش را تکان دهد؟

در چین باستان، چیزی در حدود 1200 سال پیش، امپراتورها، والی‌ها، صاحبان قدرت و فرماندهان نظامی به افرادی مراجعه می‌کردند و از آن‌ها راه و رسم تقویت قدرت را فرا می‌گرفته‌اند. نکته جالب درباره آن‌ها این است که اکثریت قریب به اتفاق، بدون مشاوره نیز از جایگاه درخور و قابل توجهی برخوردار بوده‌اند، اما برای از میان برداشتن رقبا و رسیدن به قله‌های رفیع افتخار، بازهم نیاز به صحبت، مشورت و استراتژی‌سازی را ضروری می‌پنداشته‌اند.

اهمیت کوچینگ در چین باستان

پرسش‌های آن‌ها اغلب در این وادی بوده که آیا کسب‌وکار خود را در مسیر صحیح هدایت می‌کنم؟ آیا نحوه حکومت‌داری من مناسب است؟ آیا اعمالم در راستای اهدافم هست؟

همان طور که اشاره شد؛ همه در کار خود متخصص و موفق بودند؛ اما بازهم نظر فردی دقیق و باتجربه را برای پیشرفت کار ضمیمه میکرده‌اند.

توسعه موفقیت با استفاده از کوچینگ حرفه‌ای 

در این قسمت، به سؤال عنوان مقاله پاسخ می‌دهیم و بررسی می‌کنیم چرا افراد موفق از کوچینگ حرفه‌ای بهره‌گیری می‌کنند.

  • چندی پیش یک تاجر موفق کانادایی در خیابان قدم می‌زد. او کسب‌وکاری را از صفر شروع کرده بود و با رونق آن، تصمیم به فروش گرفته بود. پس از فروش، او بود و حسابی پر از پول. در این شرایط، روی بیلبورد یکی از خیابان‌های شهر، تبلیغ اتومبیل Porsche Carrera را مشاهده کرد. پیش از این بارها تبلیغاتی از این دست را دیده بود اما این بار تفاوت داشت؛ زیرا حالا به راحتی توان خرید داشت و این اتومبیل را نیز خریداری کرد. مشکل کار جایی بود که متوجه شد علی‌رغم شرایط گذشته، امروز با در اختیار داشتن یک پورشه ارضا نمی‌شود و به بلندپروازی‌های جدید احتیاج دارد. روز بعد، یکی از دوستان صمیمی‌اش را ملاقات کرد و او پیشنهاد ملاقات با کوچ را مطرح کرد.
  • بانویی علاقه داشت در شرکت خود به senior executive position تبدیل شود. علی‌رغم ظرفیت و استعداد فوق‌العاده بالا، هربار ترفیع جایگاه را از دست داده و در شرایط کاری خود باقی می‌ماند. مسئله تبعیض جنسیتی یا مسائلی از این دست نبود؛ زیرا به جز او بانوان دیگری جایگاه‌های شغلی بالایی نظیر آنچه گفته شد را به خود اختصاص داده بودند. پس از مشورت با مدیر بالاسری، قرار بر این شد تا او مذاکره و کار با یک کوچ حرفه‌ای را استارت بزند. در طول کار با کوچ او دریافت قسمت‌های بزرگی از زندگی شخصی و کاری او نیاز به ارتقا دارند. کار کوچینگ با شناسایی تمام نشد و با تمرین و فعالیت‌هایی مشخص، تلاش برای تقویت فردی آغاز شد.

هر دو بند بالا تجارب شخصی Catherine Thorburn و واقعی بودند. آن‌ها در طول فرایند کوچینگ به Zen koan نشان دادند پایشان هیچ مشکلی ندارد و به راحتی تکان می‌خورد. به بیان دقیق، هر دو مسیر جدید را شناسایی کرده و برای رسیدن به اهداف، با تمرین، هدف و برنامه راه موفقیت را پیمودند.

کوچینگ حرفه‌ای از چه طریقی به ما کمک می‌کند؟

در سه دهه گذشته کوچ و کوچینگ از پدیده‌هایی محدود و مهجور به عواملی رایج و مشهور تبدیل شده‌اند. بسیار روی می‌دهد که افراد، حتی آن‌هایی که به صورت فردی موفقیت‌های بزرگی را تجربه کرده‌اند از یکدیگر درباره کوچینگ حرفه‌ای می‌پرسند و برای کار با یک کوچ حرفه‌ای اشتیاق نشان می‌دهند. به‌طورکلی، فوایدی که همراهی یک کوچ در اختیار افراد قرار می‌دهد روشن است؛ او به خودشناسی فرد کمک می‌کند، اهداف را روشن کرده و مسیر رسیدن به موفقیت را هموار می‌سازد. اما اینکه امور مذکور چگونه و از چه طریقی محقق می‌شوند؛ مورد بحث است. در این قسمت، ذیل چند عنوان، به شیوه‌هایی که کوچینگ و کوچ به کار می‌گیرند اشاره شده است

  • تعمیق شناخت از خود

شاید ساده به نظر برسد، اما یکی از مهم‌ترین تکنیک‌های کوچینگ، افزایش و ارتقای خودشناسی است. پژوهش‌های نشریه فوربس (Forbes) نشان می‌دهد که بسیاری از انسان‌ها خود را نمی‌شناسند. به این معنی که از استعداد، علایق، ظرفیت و اهداف خود آگاهی کافی ندارند. این مسئله همان امری است که از بعضی رهبر ساخته و از دیگران دنباله رو پدید می‌آورد. به بیان دقیق، فردی که می‌خواهد رهبر باشد؛ باید به طور کامل خود را بشناسد، اهداف را روشن کرده و سایرین را هدایت کند. اما دنباله رو، چشمش به دست رهبر، مدیر، رئیس یا افرادی از این دست حرکت کرده و بدون هدفی مشخص، پیش می‌رود.

کاری که کوچ در این باره می‌کند ساده است؛ او در کنار شما قرار گرفته، بی‌پروا نظرات خود را درباره شخصیت شما اظهار می‌کند (چیزی که در دنیای بیرون یافت نمی‌شود). از این طریق، گفت‌وگو بین شما و کوچ شکل می‌گیرد؛ شما از آرزوهای خود می‌گویید، ناراحتی‌های خود را بیان کرده و نقاط ضعف و قوت شناسایی می‌شوند. ایجاد این فضا مطلبی نیست که فرد حقیقی یا حقوقی دیگری به جز یک کوچ کارکشته از عهده‌اش برآید.

  • ذهن‌خوانی دیگران

به خصوص در فضاهای کاری (شرکت‌های بزرگ) ذهن‌خوانی و شخصیت شناسی دیگران فوق‌العاده اهمیت دارد. یک کوچ به صورت مشخص، افرادی که شما با آن‌ها ارتباط دارید را آنالیز کرده و در تیم شما، برای رسیدن به موفقیت و فائق آمدن بر رقبا برنامه می‌ریزد. حسن در اختیار داشتن یک کوچ در این فضا دریافت نظرات بدون حب و بغض فردی سرد و گرم چشیده است. او در فضایی آرام، بدون قضاوت شخصی، به کمک شما نفرات را آنالیز کرده و برنامه‌ای دقیق و کاربردی برای شیوه ارتباط با هریک برای شما تدوین می‌کند.

  • یادگیری شیوه پاسخ

شاید بتوان ‌ مارشال گلدسمیت را بهترین کوچ کل ایالات‌متحده امریکا لقب داد. او کتابی دارد به نام What Got You Here Won’t Get You There که همین عنوان، به خوبی اهمیت کوچینگ را نمایش می‌دهد. به بیان دقیق، او می‌گوید جواب دادن یک راهکار، تکنیک یا استراتژی برای هدفی خاص، لزوماً برای اهداف دیگر کارایی نخواهد داشت. به عنوان مثال، اگر پیش از این با سخت‌کوشی و کار شبانه‌روزی یک کسب‌وکار شخصی پدید آورده‌اید؛ امروز برای مدیریت آن، دیگر تلاش فردی پاسخگو نیست و باید راهکارهای مدیریت نیروی انسانی را فرا بگیرید. این کاری است که کوچینگ متناسب با شرایط فرد ارائه می‌دهد.

  • تقویت توانایی‌های فعلی

بسیاری از ما توانایی‌هایی داریم که از آن‌ها بی‌خبریم. اریکا اندرسون کوچی است که در این باره خاطره جالبی تعریف کرده است. او می‌گوید زمانی مدیرعامل یک شرکت بزرگ را کوچ می‌کرده و پس از مدتی متوجه می‌شود شخص قدرت بالایی در تصویرسازی شرایط دارد. این مسئله تمامی جنبه‌های حافظه تصویری و غیره او را دربر می‌گرفته است. پس از مدتی که کوچ شخص را متوجه این ویژگی می‌کند؛ با واکنش عجیبی مواجه می‌شود. مدیرعامل به او می‌گوید آیا همه این چنین نیستند؟

اهمیت این امر جایی بوده که مدیرعامل می‌توانسته واکنش مردم به یک محصول را در آینده پیش‌بینی کند. با این تفاسیر، می‌توان نتیجه گرفت کوچینگ حرفه‌ای در هر سطحی قابلیت آزادسازی ظرفیت فردی را داشته و از ما شخصیتی قوی و با اعتمادبه‌نفس می‌سازد.

توسعه فردی با کوچینگ

کوچینگ ما را به اهدافمان می‌رساند

مخلص کلام اینکه کوچ و کوچینگ ما را به اهدافمان نزدیک می‌کنند. یک کوچ در طول ارتباط با ما، روح و روانمان را آنالیز کرده و پس از مدتی بیش از هر کسی با خصوصیات، خلقیات، آرزوها، ترس‌ها و نکاتی از این دست آشنا می‌شود. این امر قدرت روزافزون ما را سبب می‌شود. زیرا فردی را در کنار داریم که ما را به طور کامل شناخته و برای رسیدن به اهدافی که در سر داریم، حمایت می‌کند. بر خلاف روانشناس و تراپیست، کمک و حمایت او تنها صحبت و اشتراک‌گذاری معضلات نیست؛ بلکه او به شکل عملی استراتژی تدوین می‌کند؛ تمرین می‌دهد؛ آنالیز می‌کند و به طور دقیق طی طریق ما را زیر ذره‌بین قرار می‌دهد.

در آخر و از همه مهم‌تر، کوچ با شناخت شخصیت و روحیات، راهکارهایی جدید معرفی می‌کند که پیش از این حتی به ذهن ما خطور نمی‌کرده است. زیرا او ظرفیت‌هایی را در ما شناسایی کرده که پیش از این برای خودمان نیز گمنام و ناشناخته بوده‌اند.

  • جمع‌بندی و سخن آخر

در سطرهای بالا تلاش شد نشان دهیم چرا افراد موفق نیز به کوچینگ حرفه‌ای مراجعه می‌کنند. در صورتی که مضاف بر مطالب بالا به دنبال منابعی برای مطالعه می‌گردید؛ لینک‌های زیر اطلاعات قابل توجهی ارائه می‌دهند.

 

در صورتی که شما هم در این باره نظر یا تجربه شخصی دارید؛ خوشحال می‌شویم که به صورت کامنت آن را با ما و دیگران به اشتراک قرار دهید.                            

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *